1 ساعت و 2 دقیقه
1403/10/25
توضیحات
غزل نمره ۲۱۰
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
دوش در حلقهی ما قصهی گيسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسلهی موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانهی ابروی تو بود
هم عفاالله (ز) صبا کز تو پيامی میداد
ور نه در کس نرسيديم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت
فتنهانگيز جهان غمزهی جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طرهی هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشايد دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
اپیزودهای محبوب این پادکست

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد ۱۵۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1403/8/1

ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود ۲۲۶
رواق / Ravaq
1 ساعت و 12 دقیقه
1403/11/17

خنک نسیم معنبر شمامهی دلخواه ۴۱۶
رواق / Ravaq
1 ساعت و 5 دقیقه
1404/8/18

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند ۱۸۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 15 دقیقه
1403/9/24

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم ۳۲۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1404/4/7
