1 ساعت و 12 دقیقه
1403/11/17
توضیحات
غزل نمره ۲۲۶
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان
ترسم که اشک در (بر) غم ما پردهدر شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود وليک به خون جگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و (عذرخواه) دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تير دعا کردهام روان
باشد کز آن ميانه يکی کارگر شود
ای جان حديث ما بر دلدار بازگوی
ليکن چنان مگو که صبا (پردهدر) را خبر شود
از کيميای مهر تو زر گشت روی من
آری به يمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حيرتم از نخوت رقيب
يا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحبنظر شود
این سرکشی که در سر سرو بلند توست
کی با تو دست کوته ما در کمر شود
حافظ سر از لحد به در آرد به پای بوس
گر خاک او به پای شما پیسپر شود
اپیزودهای محبوب این پادکست

بی تو ای سرو روان با گل گلشن چه کنم ۳۴۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 7 دقیقه
1404/5/11

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمیکنم ۳۵۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 3 دقیقه
1404/5/21

دانی که چیست دولت؟ ۳۹۲
رواق / Ravaq
52 دقیقه
1404/7/14

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ۲۶۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1404/1/17

ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1404/10/16
