1 ساعت و 15 دقیقه
1403/9/24
توضیحات
غزل نمره ۱۸۷
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
دلا (بساز) بسوز که سوز تو کارها بکند
نياز نيمشبی دفع صد بلا بکند
عتاب يار پریچهره عاشقانه بکش
(عتاب یار مبین مهر عاشقانه بورز)
که يک کرشمه تلافیٌ صد جفا بکند
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهاننما بکند
طبيب عشق مسيحادم است و مشفق ليک
چو درد در تو نبيند (کیت) که را دوا بکند؟
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ز بخت خفته ملولم (مگر) بود که بيداری
به وقت فاتحهی صبح يک دعا بکند
بسوخت حافظ و بویی (ز) به زلف يار نبرد
مگر دلالت اين دولتش صبا بکند
اپیزودهای محبوب این پادکست

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز ۲۵۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 15 دقیقه
1404/1/4

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶
رواق / Ravaq
56 دقیقه
1405/3/20

چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید ۲۳۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 11 دقیقه
1403/11/29

گفتم غم تو دارم ۲۳۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1403/11/24

عشق تو نهال حیرت آمد ۱۷۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1403/9/3
