1 ساعت و 11 دقیقه
1403/4/16
توضیحات
غزل نمره ۰۷۲
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان
بحریست بحر عشق، که هيچش کناره نيست
آن جا جز آن که جان بسپارند، چاره نيست
هر (دم) گه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود
در کار خير، حاجت هيچ استخاره نيست
ما را ز (به) منع عقل مترسان و می بيار
کان شحنه در ولايت ما، هيچ کاره نيست
از چشم خود بپرس که ما را که میکشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست
او را به چشم پاک توان ديد چون هلال
هر ديده جای جلوه آن ماهپاره نيست
فرصت شمر طريقهی رندی، که اين نشان
چون راه گنج، بر همه کس آشکاره نيست
نگرفت در تو گريه حافظ، به هيچ روی
حيران آن دلم، که کم از سنگ خاره نيست
اپیزودهای محبوب این پادکست

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح ۰۹۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 10 دقیقه
1403/5/21

ببرد از من قرار و طاقت و هوش ۲۸۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1404/2/6

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید ۲۴۱
رواق / Ravaq
54 دقیقه
1403/12/8

باشد ای دل که در میکدهها بگشایند ۲۰۲
رواق / Ravaq
57 دقیقه
1403/10/15

ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی ۴۸۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1405/4/13
