1 ساعت و 2 دقیقه
1405/4/13
توضیحات
غزل نمره ۴۸۲
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی
باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی
اين خون که موج میزند اندر جگر مرا
در کار رنگ و روی نگاری نمیکنی
مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا
بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی
ترسم کز اين چمن نبری آستين گل
کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی
در آستين جان تو صد نافه مدرج است
وان را فدای طره ياری نمیکنی
ساغر لطيف و دلکش و میافکنی به خاک
و انديشه از بلای خماری نمیکنی
حافظ برو که بندگی پادشاه وقت
گر جمله میکنند تو باری نمیکنی
اپیزودهای محبوب این پادکست

ساقیا سایهی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵
رواق / Ravaq
57 دقیقه
1405/4/22

راغ ادبی ۱
رواق / Ravaq
41 دقیقه
1399/6/12

اپیزود سوم: هستیاندیشی
رواق / Ravaq
اپیزود 3
19 دقیقه
1398/1/26

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس ۲۷۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1404/1/20

اپیزود چهلونهم: زیستن در برابر چشم دیگران
رواق / Ravaq
اپیزود 49
38 دقیقه
1399/5/25
