خرم آن روز کز این منزل ویران بروم ۳۵۹

رواق / Ravaq

فصل 5
1 ساعت و 3 دقیقه
1404/5/29
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۳۵۹

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


خرم آن روز کز اين منزل ويران بروم

راحت جان طلبم و از پی جانان بروم


گر چه دانم که به جایی نبرد راه غريب

من به بوی سر آن زلف پريشان بروم


چون صبا با تن بيمار و دل بی‌طاقت

به هواداری آن سرو خرامان بروم


دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

رخت بربندم و تا ملک سليمان بروم


در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت

با دل زخم‌کش و ديده‌ی گريان بروم


نذر کردم گر از اين غم به در آيم روزی

تا در ميکده شادان و غزل‌خوان بروم


به هواداری او ذره‌صفت رقص‌کنان

تا لب چشمه‌ی خورشيد درخشان بروم


تازيان را غم احوال گران‌باران نيست

پارسايان مددی تا خوش و آسان بروم


ور چو حافظ ز بيابان نبرم ره بيرون

همره کوکبه‌ی آصف دوران بروم