1 ساعت و 8 دقیقه
1404/4/25
توضیحات
غزل نمره ۳۳۴
مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن
گر دست رسد در سر زلفين تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم
زلف تو مرا عمر عزیز است ولی نيست
در دست سر مویی از آن عمر درازم
پروانهی راحت بده ای دوست که امشب
از آتش دل پيش تو چون شمع گدازم
آن دم که به يک خنده دهم جان چو صراحی
مستان تو خواهم که گزارند نمازم
چون نيست نماز من آلوده نمازی
در ميکده زان کم نشود سوز و گدازم
در مسجد و ميخانه خيالت اگر آيد
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم
گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی
چون صبح در آفاق جهان سر بفرازم
محمود بود عاقبت کار در اين راه
گر سر برود در سر سودای ايازم
حافظ غم دل با که بگويم که در اين دور
جز جام نشايد که بود محرم رازم
اپیزودهای محبوب این پادکست

ای دل گر از آن چاه زنخدان به در آیی ۴۹۴
رواق / Ravaq
57 دقیقه
1405/5/4

شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهاند ۲۰۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 17 دقیقه
1403/10/12

دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند ۲۰۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 12 دقیقه
1403/10/11

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم ۳۷۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 3 دقیقه
1404/6/16

دل از من برد و روی از من نهان کرد ۱۳۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/7/14
