بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند ۱۸۱

رواق / Ravaq

فصل 5
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/9/14
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۱۸۱

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند

که به بالای چمان از بن و بيخم برکند


حاجت مطرب و می نيست تو برقع بگشا

که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند


هيچ رویی نشود آينه‌ی حجله بخت

مگر آن روی که مالند در آن سم سمند


گفتم اسرار غمت هر چه بود گو می‌باش

صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کی و چند


مکش آن آهوی مشکين مرا ای صياد

شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند


من خاکی که از اين در نتوانم برخاست

از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر (سرو) بلند


باز مستان دل از آن گيسوی مشکين حافظ

زان که ديوانه همان به که (بماند در بند) بود اندر بند