44 دقیقه
1403/2/12
توضیحات
غزل شماره ۰۲۶
زلفآشفته و خویکرده و خندانلب و مست
پيرهنچاک و غزلخوان و صراحی در دست
نرگسش عربدهجوی و لبش افسوسکنان
نيمشب دوش (یار) به بالين من آمد بنشست
سر فرا گوش من آورد و به آواز حزين
گفت کی عاشق ديرينه من خوابت هست
عاشقی را که چنين باده شبگير دهند
کافر عشق بود گر نشود (نبود) بادهپرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگير
که ندادند جز اين تحفه به ما روز الست
آن چه او ريخت به پيمانه ما نوشيديم
اگر از خمر بهشت است وگر (ورز) باده مست
خنده جام می و زلف گرهگير (چو زنجیر) نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
اپیزودهای محبوب این پادکست

راغ ادبی چهارم: ۵_ جنگ سرد
رواق / Ravaq
31 دقیقه
1400/9/13

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست ۰۶۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 1 دقیقه
1403/3/30

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ۱۸۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1403/9/17

ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1404/10/16

کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود ۲۱۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1403/11/8
