1 ساعت و 3 دقیقه
1404/4/31
توضیحات
غزل نمره ۳۳۸
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان
من دوسُـ/تدار روی/ خوش و موی/ دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم
گفتی ز سر عهد ازل يک سخن بگو
آن گه بگويمت که دو پيمانه درکشم
من آدم بهشتيم اما در اين سفر
حالی اسير عشق جوانان مهوشم
در عاشقی گزير نباشد ز ساز و سوز
استادهام چو شمع مترسان ز آتشم
شيراز معدن لب لعل است و کان حسن
من جوهری مفلسم ايرا مشوشم
از بس که چشم مست در اين شهر ديدهام
حقا که می نمیخورم اکنون و سرخوشم
شهریست پر کرشمه خوبان ز شش جهت
چيزيم نيست ور نه خريدار هر ششم
بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست
گيسوی حور گرد فشاند ز مفرشم
واعظ ز تاب فکرت بیحاصلم بسوخت
ساقی کجاست تا زند آبی برآتشم
حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست
آيينهای ندارم از آن آه میکشم
اپیزودهای محبوب این پادکست

اگر روم ز پیاش فتنهها برانگیزد ۱۵۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1403/8/8

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو ۴۱۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1404/8/10

دوش در حلقهی ما قصهی گيسوی تو بود ۲۱۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1403/10/25

آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت ۰۸۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1403/4/30

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم ۳۴۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1404/5/5
