1 ساعت و 2 دقیقه
1404/7/22
توضیحات
غزل نمره ۳۹۸
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت
هان ای پسر که پير شوی پند گوش کن
در راه عشق وسوسهی اهرمن بسیست
پيش آی و گوش دل به پيام سروش کن
تسبيح و خرقه لذت مستی نبخشدت
همت در اين عمل، طلب از میفروش کن
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
خواهی که زلف يار کشی ترک هوش کن
با دوستان مضايقه در عمر و مال نيست
صد جان فدای يار نصيحت نيوش کن
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند
ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
چشم عنايتی به من دردنوش کن
سرمست در قبای زرافشان چو بگذری
يک بوسه نذر حافظ پشمينهپوش کن
اپیزودهای محبوب این پادکست

حجاب چهرهی جان میشود غبار تنم ۳۴۲
رواق / Ravaq
1 ساعت
1404/5/6

روزگاریست که ما را نگران میداری ۴۵۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 8 دقیقه
1404/10/9

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز ۲۵۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 15 دقیقه
1404/1/4

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد ۱۵۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1403/8/1

دوش در حلقهی ما قصهی گيسوی تو بود ۲۱۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1403/10/25
