57 دقیقه
1404/3/20
توضیحات
غزل نمره ۳۱۵
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
به غير از آن که بشد دين و دانش از دستم
بيا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم؟
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزيزت که عهد نشکستم
چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق
که در هوای رخت چون به مهر پيوستم
بيار باده که عمریست تا من از سر امن
به کنج عافيت از بهر عيش ننشستم
اگر ز مردم هشياری ای نصيحتگوی
سخن به خاک ميفکن چرا که من مستم
چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنيامد از دستم
بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت
که مرهمش بفرستم چو خاطرش خستم
اپیزودهای محبوب این پادکست

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ۲۶۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1404/1/17

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید ۲۴۱
رواق / Ravaq
54 دقیقه
1403/12/8

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر ۲۵۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/12/21

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم ۳۴۹
رواق / Ravaq
1 ساعت
1404/5/15

اپیزود سیوششم: آتشفشان را معنی کن
رواق / Ravaq
اپیزود 36
39 دقیقه
1398/11/26
