1 ساعت و 14 دقیقه
1403/12/21
توضیحات
غزل نمره ۲۵۰
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
روی بنمای و وجود خودم از ياد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما چو داديم دل و ديده به طوفان بلا
گو بيا سيل غم و خانه ز بنياد ببر
سينه گو شعلهی آتشکده فارس بکش
ديده گو آب رخ دجلهی بغداد ببر
زلف چون عنبر خامش که ببويد هيهات
ای دل خامطمع اين (هوس) سخن از ياد ببر
دولت پير مغان باد که باقی سهل است
ديگری گو برو و نام من از ياد ببر
سعی نابرده در اين راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی طاعت استاد ببر
روز مرگم نفسی وعدهی ديدار بده
وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
دوش میگفت به مژگان درازت بکشم
يا رب از خاطرش انديشهی بيداد ببر
حافظ انديشه کن از نازکی خاطر يار
برو از درگهش اين ناله و فرياد ببر
اپیزودهای محبوب این پادکست

چل سال رفت و بیش که من لاف میزنم ۳۴۳
رواق / Ravaq
56 دقیقه
1404/5/7

ز دست کوته خود زیر بارم ۳۲۳
رواق / Ravaq
57 دقیقه
1404/4/10

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند ۱۷۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/9/10

اپیزود چهلوپنجم: قلبشناسی (در باب عشق)
رواق / Ravaq
اپیزود 45
48 دقیقه
1399/4/21

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است ۰۲۹
رواق / Ravaq
47 دقیقه
1403/2/17
