1 ساعت و 11 دقیقه
1403/8/15
توضیحات
غزل نمره ۱۶۰
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان
خوش است خلوت اگر يار يار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
من آن نگين سليمان به هيچ نستانم
که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد
روا مدار خدايا که در حريم وصال
رقيب محرم و حرمان نصيب من باشد
همای گو مفکن سايهی شرف هرگز
بر آن ديار که طوطی کم از زغن باشد
بيان شوق چه حاجت که سوز (حال) آتش دل
توان شناخت ز (شوری) سوزی که در سخن باشد
هوای کوی تو از سر نمیرود (ما را) آری
غريب را دل سرگشته با وطن باشد
به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
چو غنچه پيش تواش مهر بر دهن باشد
اپیزودهای محبوب این پادکست

دوش میآمد و رخساره برافروخته بود ۲۱۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 8 دقیقه
1403/10/26

گر بود عمر و به میخانه رسم بار دگر ۲۵۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 7 دقیقه
1403/12/25

سحرگه رهروی در سرزمینی ۴۸۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 1 دقیقه
1405/4/20

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست ۰۲۵
رواق / Ravaq
51 دقیقه
1403/2/11

اپیزود بیستوسوم: باده عام از برون، باده عارف از درون
رواق / Ravaq
اپیزود 23
34 دقیقه
1398/6/16
