1 ساعت و 11 دقیقه
1403/6/10
توضیحات
غزل نمره ۱۱۲
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرين داد
صبر و آرام تواند به من مسکين داد
وان که گيسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگين داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم
که عنان دل شيدا به لب شيرين داد
گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان به گدايان اين داد
خوش عروسیست جهان از ره صورت ليکن
هر که پيوست بدو عمر خودش کابين داد
بعد از اين دست من و دامن سرو و لب جوی
خاصه اکنون که صبا مژدهی فروردين داد
در کف غصهی دوران دل حافظ خون شد
از فراق رخت ای خواجه قوامالدين داد
اپیزودهای محبوب این پادکست

راغ ادبی چهارم: ۴_ آواز چکاوک
رواق / Ravaq
28 دقیقه
1400/9/6

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم ۳۵۶
رواق / Ravaq
1 ساعت و 11 دقیقه
1404/5/26

به سر جام جم آنگه نظر توانی کرد ۱۴۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 23 دقیقه
1403/7/23

نفس برآمد و کام از تو برنمیآید ۲۳۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 12 دقیقه
1403/12/4

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم ۳۵۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 3 دقیقه
1404/5/29
