1 ساعت و 2 دقیقه
1404/1/30
توضیحات
غزل نمره ۲۷۷
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش
گل در انديشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نيست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زين تغابن که خزف میشکند بازارش
بلبل از فيض گل آموخت سخن ور نه نبود
اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش
ای که در کوچه معشوقهی ما میگذری
بر حذر باش که سر میشکند ديوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدايا به سلامت دارش
صحبت عافيتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزيز است فرومگذارش
صوفی سرخوش از اين دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش
دل حافظ که به ديدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش
اپیزودهای محبوب این پادکست

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ۱۵۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 15 دقیقه
1403/8/7

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری ۴۴۳
رواق / Ravaq
56 دقیقه
1404/9/26

به غیر از آنکه بشد دین و دانش از دستم ۳۱۵
رواق / Ravaq
57 دقیقه
1404/3/20

المنة لله که در میکده باز است ۰۴۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 3 دقیقه
1403/3/1

اپیزود یازدهم: تو نیز شیهه بکش گاهی
رواق / Ravaq
اپیزود 11
37 دقیقه
1398/3/18
