1 ساعت و 3 دقیقه
1404/6/17
توضیحات
غزل نمره ۳۷۲
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان
بگذار تا ز شارع ميخانه بگذريم
کز بهر جرعهای همه محتاج آن دريم
روز نخست چون دم رندی زديم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شيوه نسپريم
جایی که تخت و مسند جم میرود به باد
گر غم خوريم خوش نبود به که می خوريم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو ياقوت احمريم
واعظ مکن نصيحت شوريدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگريم
چون صوفيان به حالت و رقصند مقتدا
ما نيز هم به شعبده دستی برآوريم
از جرعهی تو خاک زمين در و لعل يافت
بيچاره ما که پيش تو از خاک کمتريم
حافظ چو ره به کنگرهی کاخ وصل نيست
با خاک آستانهی اين در به سر بريم
اپیزودهای محبوب این پادکست

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند ۱۸۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1403/9/17

بی تو ای سرو روان با گل گلشن چه کنم ۳۴۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 7 دقیقه
1404/5/11

راغ ادبی چهارم: ۱_ قهرمان
رواق / Ravaq
27 دقیقه
1400/8/15

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد ۱۰۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 12 دقیقه
1403/6/5

دوش میآمد و رخساره برافروخته بود ۲۱۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 8 دقیقه
1403/10/26
