4 دقیقه
1405/7/27
توضیحات
خانه دل تنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری هست به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟
آه ای واژه شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم آه
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اپیزودهای محبوب این پادکست

تاسیان
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
0 دقیقه
1400/11/3

عاشقان رفتند از این صحرا خموش
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
4 دقیقه
1403/6/5

نظر استاد هوشنگ ابتهاج در مورد زندگی
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
1 دقیقه
1405/8/2

نرفتی
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
0 دقیقه
1403/11/19

آفتابا چه خبر؟ (متن کامل+ توضیحات شعر)
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
3 دقیقه
1402/12/15
