1 ساعت و 10 دقیقه
1403/11/10
توضیحات
غزل نمره ۲۲۱
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
چو دست (در) بر سر زلفش زنم به تاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
چو ماه نو ره (نظارگان بیچاره) بيچارگان نظاره
زند به گوشهی ابرو و در نقاب رود
شب شراب خرابم کند به بيداری
وگر به روز (حکایت) شکايت کنم به خواب رود
طريق عشق پرآشوب و (آفت) فتنه است ای دل
بيفتد آن که در اين راه با شتاب رود
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاهداريش اندر سر شراب رود
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سايهی اين در به آفتاب رود
سواد نامهی موی سياه چون طی شد
بياض کم نشود (ور) گر صد انتخاب رود
(دلا چو پیر شدی، حسن و نازکی مفروش
که این معامله در عالم شباب رود)
حجاب راه تویی حافظ از ميان برخيز
خوشا کسی که در اين راه بیحجاب رود
اپیزودهای محبوب این پادکست

اپیزود سیودوم: دشواریِ تصمیم (ممکنها_غیرممکنها ۲)
رواق / Ravaq
اپیزود 32
46 دقیقه
1398/10/28

دوش بيماری چشم تو ببرد از دستم ۳۱۴
رواق / Ravaq
59 دقیقه
1404/3/19

بشری اذ السلامة حلت بذی سلم ۳۱۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 1 دقیقه
1404/3/17

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ۴۷۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 4 دقیقه
1405/3/26

عکس روی تو چو در آینهی جام افتاد ۱۱۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1403/6/7
