1 ساعت و 13 دقیقه
1403/6/6
توضیحات
غزل نمره ۱۱۰
مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن
پيرانهسرم عشق جوانی به سر افتاد
وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد
از راه نظر مرغ دلم گشت هواگير
ای ديده نگه کن که به دام که درافتاد
دردا که از آن آهوی مشکين سيهچشم
چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسيم سحر افتاد
مژگان تو تا تيغ جهانگير برآورد
بس کشتهی دلزنده که بر يکدگر افتاد
بس تجربه کرديم در اين دير مکافات
با دردکشان هر که درافتاد برافتاد
گر جان بدهد سنگِ سيه، لعل نگردد
با طينت اصلی چه کند بدگهر افتاد
حافظ که سر زلف بتان دستکشش بود
بس طرفه حريفیست کش اکنون به سر افتاد
اپیزودهای محبوب این پادکست

اپیزود چهاردهم: دوگانهی ابدی
رواق / Ravaq
اپیزود 14
44 دقیقه
1398/4/9

شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت ۰۸۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1403/5/7

از من جدا مشو که توام نور دیدهای ۴۲۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 5 دقیقه
1404/8/28

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم ۳۵۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 17 دقیقه
1404/5/19

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد ۱۰۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/5/27
