از روی تو دل کندنم آموخت زمانه

دکلمه های هوشنگ ابتهاج

بدون فصل
3 دقیقه
1405/7/25
توضیحات

از روي تو دل كندنم آموخت زمانه


اين ديده از آن روست كه خونابه فشان است


دردا و ديغا كه در اين بازي خونين


بازيچه ي ايام دل آدميان است


اي كوه تو فرياد من امروز شنيدي


دردي ست درين سينه كه همزاد جهان است


از داد و وداد آن همه گفتند و نكردند


يا رب چقدر فاصله ي دست و زبان است


خون مي چكد از ديده در اين كنج صبوري


اين صبر كه من مي كنم افشردن جان است


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.