1 ساعت و 2 دقیقه
1404/2/16
توضیحات
غزل نمره ۲۹۰
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
دلم رميده شد و غافلم من درويش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پيش
چو بيد بر سر ايمان خويش میلرزم
که دل به دست کمانابروییست کافرکيش
بنازم آن مژهی شوخ عافيتکش را
که موج میزندش آب نوش بر سر نيش
ز آستين طبيبان هزار خون بچکد
گرم به تجربه دستی نهند بر دل ريش
به کوی ميکده گريان و سرفکنده روم
چرا که شرم همیآيدم ز حاصل خويش
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنیی دون مکن درويش
خيال حوصلهی بحر میپزم هيهات
چههاست در سر اين قطرهی محالانديش
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ
خزانهای به کف آور ز گنج قارون بيش
اپیزودهای محبوب این پادکست

فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم ۳۶۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 10 دقیقه
1404/6/10

رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵
رواق / Ravaq
54 دقیقه
1405/3/19

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶
رواق / Ravaq
56 دقیقه
1405/3/20

هر نکتهای که گفتم در وصف آن شمایل ۳۰۷
رواق / Ravaq
57 دقیقه
1404/3/10

حال دل با تو گفتنم هوس است ۰۴۲
رواق / Ravaq
54 دقیقه
1403/3/5
