1 ساعت و 7 دقیقه
1403/11/7
توضیحات
غزل نمره ۲۱۸
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان
در ازل هر کو به فيض دولت ارزانی بود
تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
گفتم اين شاخ ار دهد باری پشيمانی بود
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن (بر آب) به دوش
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود؟
بی چراغ جام در خلوت نمیيارم نشست
زان که کنج اهل دل بايد که نورانی بود
همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
رند را آب عنب ياقوت رمانی بود
گر چه بیسامان نمايد کار ما سهلش مبين
کاندر اين کشور گدایی رشک سلطانی بود
نيکنامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
خودپسندی (بدپسندی) جان من برهان نادانی بود
مجلس انس و بهار و بحث (عشق) شعر اندر ميان
نستدن جام می از جانان گرانجانی بود
دی عزيزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب
ای عزيز من نه عيب (گناه) آن به که پنهانی بود
اپیزودهای محبوب این پادکست

گل بی رخ یار خوش نباشد ۱۶۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 11 دقیقه
1403/8/20

درد ما را نیست درمان الغیاث ۰۹۶
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1403/5/17

اپیزود بیستوششم: اراده
رواق / Ravaq
اپیزود 26
26 دقیقه
1398/9/10

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد ۱۷۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 10 دقیقه
1403/8/30

اپیزود شصتویکم: عمرِ دراز
رواق / Ravaq
اپیزود 61
38 دقیقه
1399/10/27
