1 ساعت و 14 دقیقه
1403/9/4
توضیحات
غزل نمره ۱۷۳
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد
حالتی رفت که محراب به فرياد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند
موسم عاشقی و کار به بنياد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
ای عروس هنر از بخت شکايت منما
حجلهی حسن بيارای که داماد آمد
دلفريبان نباتی (نهانی) همه زيور بستند
دلبر ماست که با حسن خداداد آمد
زير بارند درختان که تعلق دارند
ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفتهی حافظ غزلی (چند، مست) نغز بخوان
تا بگويم که ز عهد طربم ياد آمد
اپیزودهای محبوب این پادکست

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ۰۵۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 7 دقیقه
1403/3/21

خیز تا خرقهی صوفی به خرابات بریم ۳۷۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1404/6/18

منم که شهرهی شهرم به عشق ورزیدن ۳۹۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 4 دقیقه
1404/7/15

روی بنمای و مرا گو که ز جان دل برگیر ۲۵۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 16 دقیقه
1404/1/2

حافظ خلوتنشین دوش به میخانه شد ۱۷۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 12 دقیقه
1403/8/29
