1 ساعت
1404/9/30
توضیحات
غزل نمره ۴۴۵
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال پریشان عاشقان داری؟
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری
ميان نداری و دارم عجب که هر ساعت
ميان مجمع خوبان کنی ميانداری
بياض روی تو را نيست نقش درخور از آنک
سوادی از خط مشکين بر ارغوان داری
بنوش می که سبکروحی و لطيف مدام
علیالخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن عتاب از اين بيش و جور بر دل ما
مکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به اختيارت اگر صد هزار تير جفاست
به قصد جان من خسته در کمان داری
بکش جفای رقيبان مدام و جور حسود
که سهل باشد اگر يار مهربان داری
به وصل دوست گرت دست میدهد يک دم
برو که هر چه مراد است در جهان داری
چو گل به دامن از اين باغ میبری حافظ
چه غم ز ناله و فرياد باغبان داری؟
اپیزودهای محبوب این پادکست

رونق عهد شباب است دگر بستان را ۰۰۹
رواق / Ravaq
48 دقیقه
1403/1/20

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد ۱۵۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 15 دقیقه
1403/8/7

عیشم مدام است از لعل دلخواه ۴۱۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 8 دقیقه
1404/8/19

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ۲۶۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1404/1/17

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس ۲۷۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1404/1/20
