1 ساعت و 18 دقیقه
1403/10/16
توضیحات
غزل نمره ۲۰۳
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
رونق ميکده از درس و دعای ما بود
دل چو پرگار به هر سو دورانی میکرد
و اندر آن دايره سرگشتهی پابرجا بود
مطرب از درد محبت عملی میپرداخت
که حکيمان جهان را مژه خونپالا بود
میشکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی
بر سرم سايهی آن سرو سهیبالا بود
نيکی پير مغان بين که چو ما بدمستان
هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود
از بتان آن طلب ار حسنشناسی ای دل
کاين کسی گفت که در علم نظر بينا بود
دفتر دانش ما جمله بشوييد به می
که فلک ديدم و در قصد دل دانا بود
پير گلرنگ من اندر حق ازرقپوشان
رخصت خبث نداد ار نه حکايتها بود
قلب اندودهی حافظ بر او خرج نشد
کاين معامل به همه عيب نهان بينا بود
اپیزودهای محبوب این پادکست

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند ۱۷۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/9/10

نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد ۱۵۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 19 دقیقه
1403/8/14

اپیزود چهلونهم: زیستن در برابر چشم دیگران
رواق / Ravaq
اپیزود 49
38 دقیقه
1399/5/25

دلم جز مهر مهرویان طریقی برنمیگیرد ۱۴۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 14 دقیقه
1403/7/30

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ۲۶۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1404/1/17
