1 ساعت و 4 دقیقه
1404/8/3
توضیحات
غزل نمره ۴۰۵
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
به جان پير خرابات و حق صحبت او
که نيست در سر من جز هوای خدمت او
بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است
بيار باده که مستظهرم به همت او
چراغ صاعقهی آن سحاب روشن باد
که زد به خرمن ما آتش محبت او
بر آستانهی ميخانه گر سری بينی
مزن به پای که معلوم نيست نيت او
بيا که دوش به مستی سروش عالم غيب
نويد داد که عام است فيض رحمت او
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که نيست معصيت و زهد بی مشيت او
نمیکند دل من ميل زهد و توبه ولی
به نام خواجه بکوشيم و فر دولت او
مدام خرقهی حافظ به باده در گرو است
مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
اپیزودهای محبوب این پادکست

سحر بلبل حکایت با صبا کرد ۱۳۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 8 دقیقه
1403/7/3

اپیزود سیام: فاخته
رواق / Ravaq
اپیزود 30
34 دقیقه
1398/10/7

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد ۱۶۶
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1403/8/23

اسپینآفاول: اپیزود شانزدهم تا هجدهم
رواق / Ravaq
1 ساعت و 15 دقیقه
1399/2/16

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را ۰۰۶
رواق / Ravaq
36 دقیقه
1403/1/15
