0 دقیقه
1405/7/13
توضیحات
دل بر گذر قافله لاله و گل داشت
اين دشت که پامال سواران خزان است
روزي که بجنبد نفس باد بهاري
بيني که گل و سبزه کران تا به کران است
اي کوه تو فرياد من امروز شنيدي
دردي است در اين سينه که همزاد جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
يارب چقدر فاصله دست و زبان است
خون ميرود از ديده در اين کنج صبوري
اين صبر که من ميکنم افشاندن جان است
از راه مرو سايه که ان گوهر مقصود
گنجي است که اندر قدم راهروان است
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اپیزودهای محبوب این پادکست





