1 دقیقه
1405/7/11
توضیحات
خانه دل تنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید
زود بر خواهد گشت
ابری هست به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمین دل آن کودک خرد ؟
آری آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟
آه ای واژه شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم آه
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اپیزودهای محبوب این پادکست

زندگینامه هوشنگ ابتهاج از زبان خودش قسمت اول
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
اپیزود 1
20 دقیقه
1405/6/2

باغ ها را گرچه دیوار و در است ، از هواشان راه با یکدیگر است
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
0 دقیقه
1403/2/8

(در من کسی پیوسته می گرید( مش آپ
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
3 دقیقه
1403/10/23

پیش بینی ابتهاج از زمان مرگش
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
2 دقیقه
1402/12/12

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
دکلمه های هوشنگ ابتهاج
1 دقیقه
1403/2/26
