آه از این باد بلا خیز

دکلمه های هوشنگ ابتهاج

بدون فصل
6 دقیقه
1405/7/1
توضیحات

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم

که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم


ره مگردان و نگه دار همین پرده راست

تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم


چه غریبانه تو با یاد وطن می‌نالی

من چه گویم که غریب است دلم در وطنم


شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت

کی بود باز که شوری به چمن در فکنم


همه مرغان هم آواز پراکنده شدند

آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم


نی جدا زان لب و دندان جه نوایی دارد؟

من ز بی همنفسی ناله به دل می‌شکنم


بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»

باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.