توضیحات

امروز، عجیب هوای آغوش داشتم. می‌خواستم که گُم شوم در بازوانی که می‌دانستم می‌فهمد معنای بغضم را، و هیچ نگوید، و هیچ نگویم. بگذارد که ببارم و نپرسد که این اشک‌ها از برای چیست؟ امروز، سکوت کسی را جستجو می‌کردم، که اندکی نگاه مرا بفهمد …