49 دقیقه
1403/2/10
توضیحات
غزل شماره ۰۲۴
مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست
که به پيمانهکشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبير زدم يکسره بر هرچه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور آنجا
نااميد از در رحمت مشو ای بادهپرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زير اين طارم فيروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمنآرای جهان خوشتر از اين غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سليمانی شد (یافت)
يعنی از وصل تواش نيست بجز باد به دست
اپیزودهای محبوب این پادکست

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد ۱۳۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1403/7/8

می خواه و گلافشان کن از دهر چه میجویی؟ ۴۹۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 28 دقیقه
1405/5/5

خط عذار یار که بگرفت ماه از او ۴۱۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 5 دقیقه
1404/8/13

عشقبازی و جوانی و شراب لعلفام ۳۰۹
رواق / Ravaq
59 دقیقه
1404/3/12

خیز و در کاسهی زر آب طربناک انداز ۲۶۴
رواق / Ravaq
1 ساعت و 18 دقیقه
1404/1/11
