1 ساعت و 10 دقیقه
1404/6/31
توضیحات
غزل نمره ۳۸۲
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
فاتحهی چو آمدی بر سر خستهای بخوان
لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرود
گو نفسی که روح را میکنم از پیاش روان
ای که طبيب خستهای روی زبان من ببين
کز دم و دود سينهام بار دل است بر زبان
گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمیرود آتش مهر از استخوان
مرغ دلم چو خال تو هست در آتشش وطن
چشمم از آن دو چشم تو خسته شدهست و ناتوان
بازنشان حرارتم ز آب دو ديده و ببين
نبض مرا که میدهد هيچ ز زندگی نشان
ای که مدام شيشهام از پی عيش دادهای
شيشهام از چه میبری پيش طبيب هر زمان
حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم
ترک طبيب کن بيا نسخهی شربتم بخوان
اپیزودهای محبوب این پادکست

راغ ادبی چهارم: ۳_ سایه
رواق / Ravaq
28 دقیقه
1400/8/29

زلفش هزار دل به یکی تار مو ببست ۰۳۰
رواق / Ravaq
49 دقیقه
1403/2/18

اپیزود بیستوچهارم: جبر جغرافیایی
رواق / Ravaq
اپیزود 24
38 دقیقه
1398/6/23

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید ۲۴۱
رواق / Ravaq
54 دقیقه
1403/12/8

دل من در هوای روی فرخ ۰۹۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 5 دقیقه
1403/5/22
