47 دقیقه
1403/12/27
توضیحات
غزل نمره ۲۵۴
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان
ديگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور
ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسن
با بلبلان بیدل شيدا مکن غرور
از دست غيبت تو شکايت نمیکنم
تا نيست غيبتی نبود لذت حضور
گر ديگران به عيش و طرب خرمند و شاد
ما را غم نگار بود مايه سرور
زاهد اگر به حور و قصور است اميدوار
ما را شرابخانه قصور است و يار حور
می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
گويد تو را که باده مخور گو هوالغفور
حافظ شکايت از غم هجران چه میکنی؟
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
اپیزودهای محبوب این پادکست

مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت ۰۹۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 9 دقیقه
1403/5/16

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم ۳۴۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1404/5/5

عیشم مدام است از لعل دلخواه ۴۱۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 8 دقیقه
1404/8/19

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت ۰۷۸
رواق / Ravaq
53 دقیقه
1403/4/24

چه مستی است ندانم که رو به ما آورد ۱۴۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1403/7/24
