1 ساعت و 7 دقیقه
1403/10/24
توضیحات
غزل نمره ۲۰۹
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود
ور نه هيچ از دل بیرحم تو تقصير نبود
من ديوانه چو زلف تو رها میکردم
هيچ لايقترم از حلقهی زنجير نبود
يا رب آينهی حسن چه جوهر دارد
که در او آه مرا قوت تاثير نبود
سر ز (حیرت) حسرت به در ميکدهها برکردم
چون شناسای تو در صومعه يک پير نبود
نازنينتر ز قدت در چمن ناز نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصوير نبود
تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش بجز ناله شبگير نبود
آن کشيدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبير نبود
آيتی بود (ز) عذاب انده حافظ بی تو
که بر هيچ کسش حاجت تفسير نبود
اپیزودهای محبوب این پادکست

مرا عهدیست با جانان ۳۲۷
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1404/4/16

منم که شهرهی شهرم به عشق ورزیدن ۳۹۳
رواق / Ravaq
1 ساعت و 4 دقیقه
1404/7/15

اپیزود چهلونهم: زیستن در برابر چشم دیگران
رواق / Ravaq
اپیزود 49
38 دقیقه
1399/5/25

تبریک نوروز ۱۴۰۰
رواق / Ravaq
7 دقیقه
1399/12/30

ای که با سلسلهی زلف دراز آمدهای ۴۲۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 1 دقیقه
1404/8/26
