از روی تو دل کندنم آموخت زمانه

دکلمه های هوشنگ ابتهاج

بدون فصل
0 دقیقه
1400/11/3
توضیحات

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه

این دیده از آن روست که خونابه فشان است


دردا و دریغا که در این بازی خونین

بازیچه‌ی ایام دل آدمیان است


دل بر گذر قافله‌ی لاله و گل داشت

این دشت که پامال سواران خزان است


روزی که بجنبد نفس باد بهاری

بینی که گل و سبزه کران تا به کران است


ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی

دردی‌ست درین سینه که همزاد جهان است


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.