59 دقیقه
1405/4/30
توضیحات
غزل نمره ۴۹۱
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
به چشم کردهام ابروی ماه سيمایی
خيال سبزخطی نقش بستهام جایی
اميد هست که منشور عشقبازی من
از آن کمانچهی ابرو رسد به طغرایی
سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت
در آرزوی سر و چشم مجلسآرایی
مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد
بيا ببين که کرا میکند تماشایی
به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنيد
که میرويم به داغ بلندبالایی
زمام دل به کسی دادهام من درويش
که نيستش به کس از تاج و تخت پروایی
در آن مقام که خوبان ز غمزه تيغ زنند
عجب مدار سری اوفتاده در پایی
مرا که از رخ او ماه در شبستان است
کجا بود به فروغ ستاره پروایی
نعیم خلد چه باشد وصال دوست طلب
که حيف باشد از او غير او تمنایی
درر ز شوق برآرند ماهيان به نثار
اگر سفينهی حافظ رسد به دريایی
اپیزودهای محبوب این پادکست

درآ که در آن خسته توان درآید باز ۲۶۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 6 دقیقه
1404/1/6

میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این ۴۰۴
رواق / Ravaq
53 دقیقه
1404/7/30

مرا مهر سيهچشمان ز سر بیرون نخواهد شد ۱۶۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 13 دقیقه
1403/8/22

صوفی از پرتوی می راز نهانی دانست ۰۴۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1403/3/13

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی ۴۳۵
رواق / Ravaq
1 ساعت و 10 دقیقه
1404/9/16
