1 ساعت و 1 دقیقه
1405/4/24
توضیحات
غزل نمره ۴۸۷
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
ای بیخبر بکوش که صاحبخبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقايق پيش اديب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کيميای عشق بيابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبهی خويش دور کرد
آنگه رسی به خويش که بیخواب و خور شوی
گر نور عشقِ حق به دل و جانت اوفتد
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
يک دم غريق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به يک موی تر شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بیپاوسر شوی
وجه خدا اگر شودت منظر نظر
زين پس شکی نماند که صاحبنظر شوی
بنياد هستی تو چو زير و زبر شود
در دل مدار هيچ که زير و زبر شوی
گر در سرت هوای وصال است حافظا
بايد که خاک درگه اهل هنر شوی
اپیزودهای محبوب این پادکست

اپیزود پنجاهوسوم: پایان تنهایی
رواق / Ravaq
44 دقیقه
1399/6/29

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی ۴۵۸
رواق / Ravaq
1 ساعت و 1 دقیقه
1405/3/9

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت ۰۸۶
رواق / Ravaq
1 ساعت و 11 دقیقه
1403/5/3

خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد ۱۶۲
رواق / Ravaq
1 ساعت و 17 دقیقه
1403/8/19

ای خونبهای نافهی چین خاک راه تو ۴۰۹
رواق / Ravaq
54 دقیقه
1404/8/7
