57 دقیقه
1405/4/9
توضیحات
غزل نمره ۴۷۹
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام يک منی
در بحر مایی و منی افتادهام بيار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
خون پياله خور که حلال است خون او
در کار يار باش که کاریست کردنی
ساقی به دست باش که غم در کمين ماست
مطرب نگاه دار همين ره که میزنی
می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی
ساقی به بینيازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی
اپیزودهای محبوب این پادکست

خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم ۳۳۹
رواق / Ravaq
1 ساعت و 2 دقیقه
1404/5/1

گرچه از آتش دل چون خم می در جوشم ۳۴۰
رواق / Ravaq
1 ساعت و 5 دقیقه
1404/5/4

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست ۰۷۱
رواق / Ravaq
1 ساعت و 16 دقیقه
1403/4/13

اتت روائح رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹
رواق / Ravaq
49 دقیقه
1405/3/25

اسپینآف دوم: اپیزود نهم
رواق / Ravaq
39 دقیقه
1400/2/18
